احمد حاجى شريف ( عطار اصفهانى )

116

دائرة المعارف گياه درمانى ايران

ترنجبين را در آب صاف‌كرده‌ى آن حل كرده ، مجددا صاف كنيد و آب آن را بنوشيد . سندرم منىير ( منيير ) علت اصلى اين بيمارى هنوز به خوبى معلوم نشده و عده‌اى اتساع قسمت غشايى گوش داخلى كه شامل لابيرنت و قسمت حلزونى است را عامل آن مىدانند و درد آن را به علت وجود افزايش فشار مايع درون آندولف داخل مجارى گوش به حساب مىآورند . در اين بيمارى علائمى از قبيل سرگيجه‌ى واقعى ، به صورت احساس توهم ، حركت در محيط اطراف به بيمار دست مىدهد . بيمار قادر به حركت نيست و اگر حركت كند به زمين مىافتد و دچار حالت تهوع و استفراغ و صداى داخل گوش و اختلال در شنوايى مىگردد ، در ابتدا بيمار سالم به نظر مىرسد ولى به تدريج دچار ضعف شنوايى مىگردد . درمان اين بيمارى نيز با داروهاى ضد هيستامين شروع مىشود ، اسيد نيكوتينيك در درمان آن مؤثر است ، رژيم بدون نمك ، مايعات ، آب ميوه‌جات و داروهاى مختلف ادرارآور بسيار مفيد خواهد بود . نسخه‌هاى مؤثر گياهى در موارد بيمارى ميگرن در اين مورد نيز اثر مثبت و قابل توجهى خواهد داشت . در اين مورد مىتوانيد ( به قسمت ميگرن در همين كتاب مراجعه نماييد ) . صرع حملات صرعى انواع مختلفى دارد ، كه از مغز منشاء مىگيرند . مغز از دو نيمكره ساخته شده است كه از وسط به يكديگر متصل شده‌اند . نيمكره‌ى راست مغز كنترل نيمه‌ى چپ بدن و نيمكره‌ى چپ مغز كنترل نيمه راست بدن را در اختيار دارد . در اكثر افراد نيمكره‌ى چپ مغز نيمكره‌ى غالب مىباشد . به عبارت ديگر اين نيمكره غالب باعث كنترل درك زبان و تكلم مىباشد . هريك از نيمكره‌هاى مغز به چهار قسمت ( چهار لوب ) تقسيم مىشود . آسيب رسيدن به يك قسمت ( يك لوب ) از مغز باعث اختلال در عملكرد آن مىشود . براى مثال ، صدمه ديدن قسمت پشت سرى چپ ( لوب اكسيپيتال چپ ) باعث مىشود كه فرد قادر به ديدن چيزى در سمت راست نشود و يا اينكه صدمه ديدن قسمت پيشانى راست ( لوب فرونتال راست ) موجب مىشود كه سمت چپ بدن فرد فلج شود . برعكس اين موضوع فعال شدن لوب اكسيپيتال چپ ( براى مثال با جريان الكتريكى ) سبب مىشود كه شخص نقاط و لكه‌هاى رنگى در سمت راست بينايىاش مشاهده كند و به نظرش بيايد . همچنين تحريك لوب فرونتال راست موجب حركت و تكان خوردن بدن در قسمت چپ مىشود . يك حمله‌ى صرع را مىتوان به يك توفان الكتريكى تشبيه كرد . اين توفان مىتواند فقط در يك قسمت مغز باشد و يا اينكه منتشر و پخش شده و قسمت‌هاى ديگر و يا تمام مغز را درگير كند . حملاتى كه فقط در يك مغز صورت مىگيرد ، اصطلاحا حملات پارسيل « 1 » و زمانى كه در هر دو نيمكره‌ى مغزى آغاز مىشوند ، حملات ژنراليزه « 2 » مىگويند . آن چيزى را كه فرد مبتلا به صرع تجربه مىكند و آن چيزى كه توسط ديگران ديده مىشود بستگى به محلى دارد كه حملات در مغز شروع مىشوند و نيز بستگى به سرعت و وسعت گسترش آن در مغز دارد . در قسمت بعدى ما راجع به انواع مختلف تشنج‌ها يا

--> ( 1 ) . Partial : كه شامل دو نوع است : حملات پارسيل ساده و مركب . در حملات پارسيل ساده كه محدود به يك قسمت كوچك از مغز بوده ، هوشيارى فرد از بين نمىرود ، اما در حملات پارسيل مركب قسمت بزرگى از مغز درگير مىشود لذا بيمار بيهوش مىشود . ( 2 ) . Generalised : اين حملات هم‌زمان در دو نيمكره‌ى مغز شروع مىشود و هشدار قبلى وجود ندارد و بيمار سريعا هوشيارى خود را از دست مىدهد و روى زمين مىافتد .